کلمات وگویش های محلی استان اصفهان وشهرستان لنجان ومبارکه وروستای بداغ آباد
قصد دارم اصطلاحات محلی روستای بداغ آباد را که بعضا با خیلی از روستا ها وشهر های اطراف مشترک است را تقدیم شما کنم نظرات شما من را بیشتر در گرد آوری این گونه موضوعات یاری می نماید اصطلاحات رایج بین مردم از قدیم الایام جمع آوری گردیده که طی چند قسمت بر روی سایت قرار خواهد گرفت ***************************************************************
چرزکردن: نشت کردپکیدن: ازبین رفتن ظرف دراثرفشار یا اضافه بودن محتویات مانند پاره شدن گونی ، متلاشی شدن
ورپکیدن: شبیه پکیدن
کمری شدن: عدم تحمل الاغ در حمل بار به دلیل اسیب دیدگی درکمر
ل رودخونه ، ل بون(کسر ل) : کنار رودخانه ، لبه پشت بام
لولنگی: لوله گلی مخروطی شکل برای دون دادن
دونه : (د مضموم،وساکن،ن مکسور) :دود دادن در گوش بچه ها برای تسکین گوش درد
خیزوم : پهن الاغ
پغر : پهن خرد شده الاغ وگوسفندان
فرمز : نوعی اجاق آشپزی که از نفت وفشار هوا استفاده نموده ویک تلمبه سرخود جهت ایجاد فشار هوا در مخزن نفت به آن متصل است.
گرده چراغ: توری سوختهت شده چراغ طوری
پیرن چراغ(پیراهن چراغ) : شیشه چراغ
لاپ لاپ: آدم چاق بی خیال
گولون: توده چربی پستان که اغلب برای حیوانات بکار می رود
گولون هشتن: متورم شدن توده چربی پستان قبل از زایمان در حیوانات
گورکنک: حیوانی زمین را اغلب در گورستان های قدیمی سوراخ می کند (جوجه تیغی)
سیک یا سوک : گوشه ، سه کنج
سوکی :
پیت اومدن: به خود پیچیدن وناآرامی نه از روی درد ، بی قراری
چلوندن : چیزی را بافشار داخل جایی فروکردن مانند فرو کردن چوب در گل
پاچلی : لگدکردن .برای گل ومحصولات کشاورزی بکار می رود
زیرچل : زیرکتف ، زیر شانه
پازمین مالوندن: منتظر کسی یا چیزی بودن برای انجام کاری
لغط : لگد
لغط مال : لگد زدن زیاد
بی (کسر ب وسکون ی) : به
پیسگاله : میوه یا انگور که به درخت خشکیده باشد
باکس : قسمتی از خوشه انگور که دانه های انگور به آن متصل هستند
لاپاسان: آدم چاق بی حال بدجنس
قرشدن(ق مضموم): از فرم خارج شدن ، به کسی که فتخش پاره شده باشد نیز قر میگویند.
باباقری : کسی دارای دقت کافی دردیدنباشد
ادامه دارد
------------------------------------
+ نوشته شده در ۱۳۸۹/۰۷/۱۲ ساعت 21 توسط سید جواد موسوی
|