حاشیه های دیگه مراسم یادواره

به صورت تیتر وار:

الف- سربندبچه های جهادی از جمله سر بند قرمزی که به سر حسین آقا شوخ گروه بسته بودم روش نوشته شده بود "عاشق شهادت" (جالبه حالا که دارم خاطره را می نویسم تلویزیون نوحه ی ممد نبودی را می خونه... این حسن اقا این نوحه را خیلی زیبا تو اردو وحین کار می خوند ..) تا اخر کار ومراسم پیشونی بند را باز نکرد... تو فیلم ها تصویرش هست...

اکبراقا هم سر بندی را به سرش بستم اون هم بسته بود تو جمع نشسته بود گهگاهی دوربین را می بردم روی صورت شون وروی سر بند ها...

http://s2.picofile.com/file/7907441177/yadvarh4jav.jpg

یادواره شهدا

ب- آقا اسماعیل یه ده دقیقه ای تو مجلس نشست وبلند شد  رفت شروع کرد به گچ کشی یه بار با دوربین رفتم سراغش  با حالت ویژه کار می کرد اگه تو فیلم ببینید اینا متوجه خواهید شد باید بگویم تو قسمت دوم شبستان بچه ها که کار می کردند ویک پرده مسجد را دو قسمت کرده بود یک قسمت یادواره شهدا ...ویک قسمت عملیات سازندگی اقا اسماعیل این لحظات تک تنها به مصاف کار رفته بود

ج-برنامه ها یکی یکی تموم شد وبا اهدای جوایز جلسه تمام شد انکار بچه ها چند برابر شارژ شده بودند حیاط مسجد مملو بود از بر وبچه ها مردم ونوجوون ها با یک یاعلی اوستا حجت بچه ها را بسیج کرد برای سیمان کشی ... یه کوه سیمان مخلوط شده بود تا هر طور شده امروز سیمان مسجد مثل کچ کشی تموم بشه ... مسابقه ی مجید هادی وعلی رضا سبحانی با فرغون برای حمل ملات سیمان دیدن داشت اقا مجید که جوون تر بود کم اورد  سیمان تموم شد وبرگشتیم تو مدرسه ...

د- در پایان یادواره ی بی ریا وقشنگ مون نمک تبرک حرم امام رضا علیه السلام و حرم آقا اباعبدالله الحسین  عالیه السلام به همه هدیه داده شد دست آقا مهدی درد نکنه که اونجا تو زیارتش ..هم یاد ما بود هم یاد اهالی خوب اینجا ...

حنا بندون شب آخر

 گروه نوجوون ها بچه های گروه را محدود کرده بود از شوخی های شبانه ... جلسه ی امشب شب نشینی ابتدا اختصاص داشت به اوستا اکبر تا چند دقیقه ای مداحی کنه سپس به خاطر یمن قدم اقا بهنام جعفری که دوشب قبل مراسم عقدش بوده وحالا عزم جزم کرده بود بیاد تو جهادی ها علی اقا وآقا مهدی حنا اماده کرده بودند تا همهی بچه ها حنا ببندند آقا مصطفی هم  که دوباره سر دردش عود کرده بود از من خواست برای بچه ها از حناگذاشتن بچه ها در شب های عملیات و در زمان جنگ من هم اطاعت امر کردم ومطالبی گفتم نمی دونم چرا نمی تونم حرف هایی که اونشب به لبم اومدرا  دوباره بگویم  وبنویسم ...

زرین شهر،بداغ آباد، گروه جهادی

   ولی خیلی از حاضرین به خصوص نوجوان های مهمان نمی دونستند که تو جبهه ها حنا گذاشتن مساوی بود با شب شهادت و عملیات... اون ها تا حالا حنا بندان را در مورد عروسی وشب دامادی می دونستند همه ساکت بودند و فقط می شنیدند تا امشب من خاطره از جبهه زیاد تعریف نکرده بودم ولی برای شاید اولین بار از خود گذشتگی از هم رزم هام گفتم که روی سیم خار دار خوابید تا بچه ها از رویش رد بشوند وعملیات ادامه یابد... صحبت هام تمام شد و  ... سپس دعای توسل خونده شد اول قرار بود دعای کمیل ولی  چی شد وچرا دعای توسل خونده شد ؟!! این را آقاعلیرضا هم تو خوندنش بیان کرد بعد هم حنا تقسیم شد  مراسم شب اخر تمام شد.. خیلیا رفتند تا استراحت کنند بر بچه های اردو هم با سر وصدا،صدای بعضی همسایه هارا در آوردند که خلاصه طاقت نیاورند واز بر بچه های گله کردند بگذریم ...با همه ی تلاش گروه سازندگی یه سری کار بنایی جزئی مونده بود همه اصرار داشتند که دیگه کار تمومه بشه وفردا دور هم برویم چشمه ی چار طاق ولی اوستا حجت و اوستا اکبر اصرار داشتند فردا نمیاند تفریح وکار را می روند انجام می دهند...

 

 صبح که شد به من اصرار کردند باید با بچه ها ی مسجد آقا بهنام باید در اولین گروه بروید محل چشمه ی تفریحی من هم قبول کردم ورفتم وغافل از اینکه این را به من نگفتند که بقیه می خواهند بروند کارمونده را تمام کنند  وتوفیق روز اخر را از من گرفتند واین  تنها گله ی من بود از آقا مهدی وعلی آقا وآقا مصطفی .... نمی بخشمشون بچه های گروه سازندگی  که رفته بودند کار می گفتند یه وداع اجرا کرده بودند که اشک همه را در اورده بودند دلم سوخت که چرا روز آخر توفیق نداشتم کمک بدهم ... و...

خدا حافظ اردوی 9 روزه ی جهاد.....

خدا حافظ  یاد شهید باغبانی ....

خدا حافظ کوچه های حیدرآباد...

خدا حافظ مسجد چهراز ...

خدا حافظ توفیق خدایی که نصیبم بودی...

خدا حافظ  لحظه لحظه های دیدنی ایثار واخلاص دیدنی بچه های جهادی...

خدا حافظ یاد آور سنگر های جبهه سوله های داغ گردان تو تابستان 66 و67

http://s4.picofile.com/file/7907441933/yadvarh1.jpgگروه جهادی ،زرین شهر،یادواره شهدا

در پایان قسمتی از تعریف مقام معظم رهبری از ارودی جهادی را می آورم امیدوارم شما  قضاوت کنید آیا خاطرات من با توصیه ها وفرامین مقام معظم رهبری  مطابقت داره یا نه؟؟!!

 اين كارِ اردوهاى هجرت و حركت عظيم بسيج سازندگى يكى از بركاتش خدمت‌رسانى است كه ميليونها نفر از اين خدمت شما به صورت مستقيم بهره‌مند ميشوند. از لحاظ مادى، از لحاظ امور روزمره‌ى زندگى، از لحاظ معنوى و هدايت، بهره‌مند ميشوند. شما اگر درس قرآن هم آنجا ندهيد، خودِ حضور يك جوان مؤمن و متدين و متشرع در يك مجموعه‌ى روستائى، در بين جوانان، در بين مردم، مظهر مجسم آيه‌ى قرآن است؛ آنها را به دين، به انقلاب، به معنويت، سوق ميدهد.

«كونوا دعاة النّاس بغير السنتكم»؛ شما با عمل خودتان مردم را به ايمان، به اسلام، به دين دعوت ميكنيد. اين خدمت‌رسانى است؛ خدمت‌رسانى مادى و خدمت‌رسانى معنوى. از اين مهمتر، خدمتى است كه شما به خودتان ميكنيد؛ استعدادهاى درونى خودتان را فعال ميكنيد؛ به بالقوه‌هائى كه در وجود شما هست، فعليت ميبخشيد؛ تجربه پيدا ميكنيد؛ با زندگى مردم آشنا ميشويد؛ اين حصارهاى طبقاتى شكسته ميشود؛ واقعيتهاى زندگى را لمس ميكنيد؛ در خودتان شعف و بهجت خدمت‌رسانى را احساس ميكنيد و اين احساس را در وجود خودتان زنده ميكنيد. كسى كه لذت خدمت و كار را بچشد، از كار خسته نميشود…جوانى كه اين لذت را در وجود خودش كشف كرد، از خدمت خسته نميشود؛ اين هم فايده‌ى دوم كه فايده‌ى بسيار بزرگى است.فايده‌ى سوم

    اين است كه شما سفيران كار و تلاش خواهيد شد. وقتى شما در يك محيطى حاضر ميشويد؛ در كوير، در كوهستان، در نقاط دور از دسترس، در ميان مردم محروم مشغول كار ميشويد، جوانى كه در آنجاست، از شما الهام ميگيرد و شما ميشويد سفير تلاش و كار و خدمت و جهاد و مجاهدت. «من احياها فكانّما احيا النّاس جميعا»؛ شما دلها را زنده ميكنيد؛ فايده‌ى بزرگى است. فوائد فراوانى در اين كار هست. اين جريان عظيم را حفظ كنيد. 
قدر اردوهای هجرت را بدانیدبسيج سازندگى و اين اردوهاى هجرت را قدر بدانيد. شما كه خودتان محورهاى اصلى اين حركت عظيم هستيد، اين را قدر بدانيد؛ از خداى متعال شاكر باشيد. مسئولين، ديگران، مديران و كسانى كه دست‌اندركار امور هستند، آنها هم اين حركت عظيم را قدر بدانند. سال تحصيلى، درس را خوب بخوانيد، با تحقيق بخوانيد، قصدِ رسيدن به قله‌هاى علمى را پيدا كنيد. در دوره‌ى فراغت هم ساعات را، روز و شب را، با اين حركت زيبا و باشكوهِ خدمت به مردم غنى كنيد. ۱۳۸۹/۰۶/۳۱

http://s2.picofile.com/file/7907444836/mahali2.jpg

بیانات مقام معظم رهبری، گروه جهادی ؛زرین شهر

 
مروری بر کار های انجام شده در مدت ماموریت این ده روز:
 امور ساختمانی
نزدیک به ۸۰۰متر گچ وخاک وسفید کاری-
دیوارچینی نزدیک به 100متر -
پشت بام شامل خاک ریزی کروم بندی
سیمان کشی نزدیک به  ۱۰۰ متر
 سیمان کشی کف مسجد ۲۰۰ متر-
کاشی کاری ۵۰متر
باز سازی ومرمت دو باب چشمه دستشویی و وضوخانه
 برق کشی ساختمان مسجد
ساخت شش مورد درب وپنجره وجوش کاری
امور فرهنگی
 برگزاری جلسات فرهنگی-علمی -آموزشی نزدیک به 20 جلسه
اهدای کتاب وبروشور های تبلیغی نزدیک به 500جلد
سرکشی به خانواده های شهدا واهالی با پرچ مقدس کربلا 7 مورد
وصدها کار تبلغی –فرهنگی که شرح ان در خاطرات آمد
ادامه دارد ....